نقد و بررسی فیلم The Revenant – بخش دوم

آخرین فیلم هاآرشیو
آخرین سریال هاآرشیو

نقد و بررسی فیلم The Revenant – بخش دوم

نقد و بررسی فیلم The Revenant – بخش دوم

برای خواندن قسمت اول کلیک کنید

عملکرد بازیگران

لئوناردو دیکاپریو سرانجام با این کار توانست اسکار را ببرد . لئو شاید از همه شخصیت های در فیلم , کمتر دیالوگ داشت ! اما بازی تاثیرگذار او , باعث شد جایزه ای که به نظر بنده در مقابل او بسیار ناچیز و بی ارزش است را به دست بیاورد . ما نمیخواهیم بیاییم بازی لئوناردو دیکاپریو را به صورت افسانه ای جلوه دهیم و بیشتر تعریف کنیم تا بررسی ! واقعیت را مرور میکنیم , همین . بازی و عملکرد او در بازگشته با توجه به شخصیتی که اجرا میکرد , بسیار سطحی و ساده بود , این واقعیت است . سختی برای ایفای این نقش بسیار بود و ما به هیچ عنوان قصد زیر سوال بردن این ابرستاره ی هالیوود را نداریم , اما اگر بیاییم نگاهی به شخصیت هیو گلس بیندازیم , میتوانیم مشاهده کنیم که او هیچ دیالوگ و حرف خاصی ندارد و از این رو لئو به ما شخصیت خاصی را مانند بازی اش در گرگ وال استریت , نشان نمیدهد . بنابراین , هیو گلاس چیز خاصی ندارد ! اما چیزی که باعث شد دیکاپریو با این نقش اسکار بگیرد , مهارت فوق العاده ی او در انتقال حس و تاثیر گذاری بر مخاطب است . او هیو گلاس را به بهترین نحو ممکن ایفا کرده است . وقتی گلاس توسط گریزلی زخمی شد , قلب همه ما به درد آمد , آن ناله های دردناک لئو , هنگامی که فیتزجرالد او را زنده به گور میکرد , دل همه ما را شکست . دیکاپریو به همه ثابت کرد برای گرفتن اسکار حتما ارتباط زبانی و مستقیم با مخاطب لازم نیست . حتما لازم نیست مخاطب شخصیت تو را با حرکات خاص و قابل توجه , رفتار و الفاظ و حرف هایت , بسنجد . میشود با دیالوگ های کم هم اسکار گرفت , میشود با یک شخصیت سطحی هم اسکار گرفت . در طول فیلم , هر جا هیو گلاس آسیب میدید ما ناراحت میشدیم , هر جا موفق به کاری میشد , ما خوشحال میشدیم . این یعنی شاهکار دیکاپریو ! آنقدر مخاطب با شخصیت هیو گلاس در فیلم ارتباط پیدا میکند که هنگام سقوطش با اسب از ارتفاع , بسیار شوکه و کنجکاو میشود . لئوناردو با حرکات و دیالوگ های کم , کار خودش را به بهترین شکل انجام داد . او فقط با احساس اش شخصیت خود را برای مخاطب توضیح میداد و با تماشاگر ارتباط پیدا میکرد , نه چیز دیگری …!

نقد و بررسی فیلم The Revenant – بخش دوم

اما بازیگر دیگری که عملکردش خیلی دست کمی از دیکاپریو نداشت , تام هاردی بود . تام هاردی به طور کلی نقش های بد را خوب اجرا میکند و در این شکی نیست . اما شاید چیزی که ما از او در بازگشته دیدیم , فراتر از خوب بود . او در نقش فیتزجرالد فوق العاده ظاهر شد . به بهترین نحو ممکن تنفر تماشاگر را از آن خود کرد و طوری بازی کرد که باعث شد مخاطب از او نهایت تنفر را داشته باشد . به هر حال بازی کردن در نقش بد یک فیلم , کار ساده ای نیست . تام هاردی به خوبی باعث خشم مخاطب شد , با حرکاتش , با گفتارش , با رفتارش و… او طوری این نقش را بازی کرد که گویا واقعا فیتزجرالد است و این شخصیت , شخصیت خودش است ! به خوبی با شخصیت خود کنار آمد و توانست به کاملی هر چه تمام تر آن را اجرا کند . بازیگران فیلم , کمی با برخی از دیالوگ ها و بازی خود مشکل داشتند و خواهان کمی تغییر شده بودند از جمله لئوناردو ! اما تام هاردی جزء آنان نبود . در تک تک دیالوگ ها و سکانس هایی که هاردی حضور دارد , میشود شدت تنفر از او را حس کرد و هیچ بیننده ای وجود ندارد که بازگشته را دیده باشد و از فیتزجرالد متنفر نباشد ! بی رحمی و سنگدل بودن شخصیت فیتزجرالد , چیزی است که کار را برای هر بازیگری که بخواهد آن را ایفا کند , سخت میکند . برخی از تحلیل گران گفته بودند برای بی نقص بازی کردن نقش فیتزجرالد , باید ذاتا بدجنس و بی رحم باشی ! البته هاردی در پاسخ به این ادعا که هم تعریف بود و هم طعنه , گفت برای بی نقص بازی کردن این نقش , باید حرفه ای باشی ! شاید این یکی از مهم ترین دلایل موفقیت تام هاردی در این شخصیت بوده است . هاردی با توجه به پیشینه ای که دارد , بازیگری حرفه ای و با دانش به حساب می آید و این یکی از دلایل مهمی است که هاردی توانسته حس تنفر را به مخاطب انتقال دهد .

نقد و بررسی فیلم The Revenant – بخش دوم

البته یکی از دلایل دیگر درخشش هاردی , عملکرد فوق العاده دیکاپریو هم بوده است . دلیل اینکه این موضوع به دیکاپریو وصل میشود , این است که دیکاپریو به خوبی هر چه تمام تر توانسته است کاری کند که مخاطب با او همدردی کند و دلش برای او بسوزد و همین احساس مخاطب به دیکاپریو است که باعث میشود کار ها و بی رحمی های فیتزجرالد بیشتر به چشم بیاید . برای مثال در شوالیه تاریکی , کلی سعی شد تا با کار هایی که جوکر انجام میداد , جوکر بی رحم به چشم بیاید و البته تنفر انگیز , اما دیدیم که جوکر قهرمان داستان و محبوب تماشاگران شد . دلیل آن این است که هیث لجر کارش را در لول بسیار بالاتری از کریستین بیل انجام داد , اما در بازگشته تام هاردی بعد دیکاپریو , تاثیر گذار ترین بازیگر فیلم بوده است . با همه ی این ها , هاردی با توانایی های بالایی که دارد , در همه رفتار , صحبت و حرکت هایش توانست حس تنفر را به طرزی فوق العاده به مخاطب انتقال دهد و بی شک او را میتوان لایق اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد دانست . ویل پولتر بازیگر جوان انگلیسی , یکی از کسانی بود که در این فیلم مورد توجه قرار گرفت . پولتر گویا علاقه ای به سبک کمدی دارد و عمدتا دوست دارد شخصیت اش کمدی باشد اما در بازگشته او ثابت کرد در ژانر های دیگر هم دست و پا بسته نیست . در بازی پولتر , ما به طور کامل ترس و وحشت او را احساس میکنیم . جوانی بی تجربه که جزیی از کاروان است و هنگامی که با فیتزجرالد مسئول مراقب از گلس میشود و با حرف ها و خطراتی که فیتزجرالد برای او توضیح میدهد و او را تشویق به خیانت میکند , دچار دو راهی میشود . ترسی در بازی او است که به خوبی به بیننده منتقل میشود , ترسی ناشی از جان خود و عاقبت خیانت ! جیم بریجر قلبی مهربان دارد اما بخاطر ترس و خام بودن , تحت تاثیر فینتزجرالد قرار میگیرد و همراه او گلس را رها میکند . پولتر نقش اش را به خوبی منتقل میکند و این توانایی او میتواند در آینده به او کمک زیادی کند و بدون شک اگر همین راه را ادامه دهد , میتواند در آینده در نقش های بزرگ تری بازی کند و عملکرد بهتری داشته باشد .

نقد و بررسی فیلم The Revenant – بخش دوم

 نگاه و سخن آخر

در آخر شما انتظار نگاه فلسفی از بازگشته نباید داشته باشید , یا مثلا مانند فیلم هایی که بیشتر روی دیالوگ کار کرده اند , توقع گرفتن حرف ها و پند های ارزشمند داشته باشید . بازگشته فیلمی طبیعی است , فیلمی که با صحنه های ساختگی و غیر واقعی مخاطب را گول نمیزند . شما در طول فیلم مسیر انتقام دیکاپریو را با فوق ستاره هایی مانند تام هاردی و جوان های با استعدادی مانند پولتر , طی میکنید . شاید در خیلی از صحنه ها از شدت اتفاقات دردناک برای دیکاپریو , دلتان به درد بیاید و از بی رحمی های ناگوار تام هاردی , از او به طرز عجیبی متنفر بشوید ! اما این داستان همانطور که در ابتدا ذکر شد , داستانی دردناک و واقعی است و به همین خاطر شما با صحنه های دلخراش و دردناک طرف هستید . شاید بعضی از شما طاقت دیدن صحنه ی حمله ی خرس گریزلی به دیکاپریو را نداشته باشید , زجه های دردناک او را نتوانید بشنوید و با فریاد های دل شکن او برای کمک , گوشتان را بگیرید . به همین خاطر است که عرض کردم این داستان , داستانی تلخ است و شاید عده ای دوست نداشته باشند و شاید حتی عده ای خاص فقط او را دوست داشته باشند . و اما مسئله ای که باز هم تکرار میکنم , حق بازگشته قرار گرفتن در 50 فیلم برتر جهان بود و نه 232 ! به هر جهتی نگاه کنیم  ,رتبه ی 232 برای این فیلم که تمامی صحنه هایش واقعی بودند , یک جور توهین به حساب می آید و به راستی که در این زمینه هم در حق عوامل فیلم ظلم شده است . امیدواریم لذت برده باشید و اگر قصد دیدن فیلم هم دارید , با توجه به حرف هایی که ذکر شد , و سلیقه و حساسیت خودتان , تصمیم بگیرید . نظرات شما باعث قوت قلب و همچنین پیشرفت تیم ما میشود , لذا در صورت تمایل میتوانید نظر خود را زیر پست کامنت کنید …

اشترک در گوگل اشترک در گوگل پلاس اشترک در استامبل آپن دیگ اشترک در کلوب اشترک در فیس نما اشترک در تویتر اشترک در فیسبوک

مشاهده تمامی 1536 پست

مطالب مشابه با این مطلب

ارسال دیدگاه جدید

CAPTCHA
*

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.